تبلیغات
دری وری ـهـای یکـ کـیـبـورد بـه دسـتـ - مادر پشه ها

درباره وبلاگ

مرا در فیس بوک ببینید... مرا در گوگل پلاس ببینید...

آرشیو

دری وری جات

مـیـخوانمـشـان

برگـه اضـافی

آخرین دری وری ها

آمار قدم رنجه

دوشنبه 23 اردیبهشت 1392-12:49 ق.ظ




سلام حضرت اُردی بهشت

سلام حضرت شب

آخر میدانی؟

تو نسیمی !

شب گم می شود میان گیسوانت

و ماه نور می گیرد از چشمانت

شاید بهتر است بگویم

سلام حضرت خورشید ...

------------------------------------

تـو آمـدی مـاه پشـت کـوهـی شد
تو آمدی و باز شب باشکوهی شد
تـمـام چشـم هـا به آسـمان تو بود
تو آمدی و نصیب ماه سرنگونی شد

----------------------------------------

+ تو مثل نسیمی به اردیبهشتی

+ تقدیم به مادر پشه ها  تولدت مبارک

+ این هم شعریست بسیار اتفاقی با صدای کیبوردی {کلیک}






نـفـس زدی و تـمـام سـتاره هـا باریــد
تـو شـب شدی و مـاه هم برایتان تابید

امشب تو آمدی و ماه پشت کوهی شد
بانو تصدقتان چه پوسـت روشـنی داریـد

راستی سلام قدم نورسیدتان خوش باد
جـهـان بـه انتـظار تـو بـود روزهـای مـدید

مـن را خـراب کـنیـد بـه زیـرِ نگـاهـتـان
با چشم هم نشد با سولفریک اسید

چشمم بر انتظار به در خشک می شود
باشـد تمـام کـنید لـطفاً ، وعـده و وعـید

شـاید قبـول کنـید ایـن شعـر اتفـاقـی را *
شـعری بـدون وزن ، بـا قـافیـه های جدید

                                                              +علیرضا (کیبورد به دست)

* از من پذیرا باش شعری اتفاقی را (خانم اعظم سعادتمند)



!! !